
سبكشناسى در آثار مشايخى
با بررسى مجموعه آثار مشايخى خصوصاً با مطالعه گفتارها و صحبتهايش در مصاحبههاى مختلف، توجه به چندين نكته كليدى جلب مىشود كه از نظر شناخت موسيقى او و سبكشناسى آنها، حائز اهميت فراوان است. مهمترين اين نكات در قالب اصطلاحاتى نمود يافتهاند كه، عبارتند از "تمركز گسترده"، "موسيقى نسبى" و " Meta-x ". در اين بخش با نگاهى كلى ابتدا، اين مفاهيم را توضيح مىدهيم و سپس بعد از بررسى آثار او در سبكها و شيوههاى گوناگون، موشكافانهتر به آنها مىپردازيم:
Meta-x به طور قطع چترى است كه مجموعه آثار مشايخى را به نحوى در بر مىگيرد. اين اصطلاح عنوان يكى از نظريههاى فلسفه هنر مشايخى نيز به شمار مىرود. او در موسيقى Meta-x در جستجوى منطق برترى است كه به كمك آن، همه ابعاد موسيقى را، چه از نظر فنى و چه از ديدگاه هويت فرهنگى، توضيح دهد.
ريشه پيدايش چنين تفكرى در آثار مشايخى، تعليم و تربيت چند فرهنگى او از يك سو و گرايش به فلسفه، از سوى ديگر است. با توجه به اين توضيح، مىتوان دو سبك اصلى ديگر را كه زير اين چتر Meta-x پرورش يافتهاند، بررسى نمود.
اين دو سبك با اصطلاح "تمركز گسترده" ( به پيشنهاد هوشنگ طاهرى ) و "موسيقى نسبى "( به پيشنهاد كامبيزمشايخى ) شناخته مىشوند.
در يك سرى از آثار آغازين مشايخى، گرايشى به نهايت ايجاز در بيان هنرى ديده مىشود. در مرحله نخستين اين گرايش، آهنگساز در جستجوى بيانى كاملا متمركز در موسيقى است و عامل تمركز در تمام سطوح آن به چشم مىخورد. به بيان ديگر، آهنگساز در اين سبك از متفاوت ترين اختلاف سطوح ابعاد صدا، در زمانى كوتاه بهره مىبرد. مأنوس شدن شنوندگان با اين شيوه بيان در آهنگسازى مشايخىبه ممارست و پىگيرى در شنيدن آثار او نيازمند است. در شيوه "موسيقى نسبى" كه با گذشتن از شيوه "تمركز گسترده" ايجاد مىشود، يك بعد يا يكى از پارامترهاى موسيقى يا يك ديدگاه فنى يا فلسفى، موضوع اصلى تأليف موسيقى قرار مىگيرد و تمام ابعاد به نسبت آن، تعريف و مشخص مىشود. به عنوان نمونه اگر در يك قطعه موسيقى نسبى، منظور مؤلف، سرعت است، سازها به نسبت توان اجرايى در خدمت "بعد سرعت" قرار مىگيرد و اگر رنگآميزى هدف باشد، "سرعت" است كه در پس زمينه "كمپوزيسيون رنگ" قرار خواهد گرفت.
ادامه مطلب

